فقر

دلنوشته هایم راجع به فقر اجتماع

دانش آموزد و دانش آموز شود

در آغازین روزهای فصل پاییز هزار رنگ و هزار چهره در روز اول مهر در شروع سال تحصیلی کودکی را در کنار مدرسه ابتدایی نشسته بود او بر اثر فقر و نداری مجبور .....


در آغازین روزهای فصل پاییز هزار رنگ و هزار چهره در  روز اول مهر در شروع سال تحصیلی کودکی را در کنار مدرسه ابتدایی نشسته بود او بر اثر فقر و نداری مجبور بود به مادر بی سر پرستش کمک کند خیلی هم خوشحال بود که می تواند کمک خرج مادرش باشد ولی عاشق درس و مدرسه بود بخاطر فقر و نداری مادرش نتوانست او را در مدرسه ای ثبت نام کند آن روز در حالی که اشک از گوشه چشمان قشنگش جاری می شد به دانش آموزانی که سال تحصیلی را آغاز کرده بودند نگاه می کرد انها بی خیال این سو و ان سو می دویدند و با هم بازی می کردند آن کودک فقیر در حالی که آه می کشیدو اشکش جاری بود در دلش افسوس می خورد که چرا من مانند آنها نمی توانم به مدرسه روم و دانش آموزم و دانش آموز شوم.چررررررررررررررررا

نویسنده: ffathi50 ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

فقر بزرگترین بلای خانمان بر انداز قشر عظیمی از جامعه اند بیاید با اندک کمک هایمان گره کوچکی از مشکلاتشون رو باز کنیم و از شادیشان دلشاد شویم به امید اون روز طلایی


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 5483.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران